مالیات: موتور محرک توسعه ایران

عمومی

نگاهی عمیق به اهمیت جمع‌آوری و مصرف هوشمندانه در راه پیشرفت

در پهنه پر فراز و نشیب اقتصادی هر کشوری، مالیات نقشی حیاتی و چندوجهی ایفا می‌کند. اگرچه ممکن است در نگاه اول، مالیات صرفاً بار مالی بر دوش شهروندان و کسب‌وکارها تلقی شود، اما در واقع، ابزاری قدرتمند برای تأمین مالی فعالیت‌های دولتی، توزیع عادلانه ثروت، تشویق رفتار مطلوب اقتصادی و مهم‌تر از همه، پیشبرد اهداف توسعه ملی است. ایران، با ظرفیت‌ها و چالش‌های منحصر به فرد خود، بیش از هر زمان دیگری به درک عمیق و استفاده استراتژیک از سازوکار مالیاتی برای تحقق رشد اقتصادی پایدار، ارتقاء سطح رفاه عمومی و ایجاد زیرساخت‌های مورد نیاز برای آینده، نیازمند است. در این مقاله‌ی جامع، به بررسی ابعاد مختلف اهمیت مالیات برای توسعه ایران خواهیم پرداخت.

۱. مالیات به مثابه ستون فقرات تأمین مالی دولت: پایه‌ای برای خدمات عمومی و زیرساخت‌ها

بدون شک، مهم‌ترین نقش مالیات، تأمین منابع مالی مورد نیاز دولت برای انجام وظایف اساسی خود است. این منابع، شریان حیاتی هر دولتی را تشکیل می‌دهند و امکان ارائه خدمات عمومی حیاتی و ساخت و ساز زیرساخت‌های ضروری را فراهم می‌آورند.

  • خدمات عمومی از آموزش و بهداشت تا امنیت و رفاه: دولت‌ها از محل مالیات، بودجه لازم برای ارائه خدماتی چون آموزش رایگان و با کیفیت در تمام مقاطع، نظام سلامت جامع و قابل دسترس، تأمین امنیت داخلی و خارجی، و ارائه خدمات رفاهی به اقشار آسیب‌پذیر را تأمین می‌کنند. در ایران، کیفیت و گستره این خدمات مستقیماً به میزان و کارایی نظام مالیاتی گره خورده است. اتکای بیش از حد به منابع نفتی، وابستگی بودجه به نوسانات بازارهای جهانی را افزایش داده و در نتیجه، ثبات و پایداری این خدمات را با چالش مواجه می‌سازد.
  • زیرساخت‌های موتور محرک توسعه: توسعه اقتصادی پایدار بدون زیرساخت‌های قوی و مدرن امکان‌پذیر نیست. راه‌ها، پل‌ها، فرودگاه‌ها، بنادر، شبکه‌های انتقال انرژی (برق، گاز، آب)، مخابرات و فناوری اطلاعات، همگی نیازمند سرمایه‌گذاری کلان دولتی هستند. مالیات، منبع اصلی تأمین مالی برای این پروژه‌های زیربنایی است که علاوه بر تسهیل فعالیت‌های اقتصادی، بهره‌وری را افزایش داده و زمینه‌ساز جذب سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی می‌گردند. در ایران، تأخیر در نوسازی و توسعه زیرساخت‌ها، به دلیل کمبود منابع مالی، پیامدهای منفی قابل توجهی بر رشد اقتصادی و توان رقابتی کشور داشته است.
  • کاهش وابستگی به نفت و ثبات اقتصادی: اتکای بیش از حد به درآمدهای نفتی، اقتصاد ایران را در معرض شوک‌های قیمتی و تحریم‌های بین‌المللی قرار داده است. گسترش پایه مالیاتی، تنوع‌بخشی به منابع درآمدی دولت و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی، یکی از کلیدی‌ترین راهکارها برای دستیابی به ثبات اقتصادی و مقابله با نوسانات بیرونی است. نظام مالیاتی قوی و کارآمد، این امکان را به دولت می‌دهد که حتی در دوران افت درآمدهای نفتی، بتواند وظایف خود را به خوبی انجام داده و برنامه‌های توسعه‌ای را پیش ببرد.

۲. مالیات به مثابه ابزاری برای توزیع عادلانه ثروت و کاهش نابرابری‌ها

یکی از کارکردهای مهم نظام مالیاتی، تعدیل نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی است. مالیات می‌تواند به عنوان یک مکانیزم بازتوزیع ثروت عمل کرده و امکان دسترسی عادلانه‌تر به فرصت‌ها و منابع را برای تمام اقشار جامعه فراهم کند.

  • مالیات بر درآمد و ثروت: نظام مالیاتی تصاعدی، که در آن نرخ مالیات با افزایش درآمد یا ثروت افزایش می‌یابد، یکی از مؤثرترین ابزارها برای کاهش شکاف طبقاتی است. درآمدهای جمع‌آوری شده از افراد و شرکت‌های پردرآمد و ثروتمند، می‌تواند صرف ارائه خدمات عمومی به طبقات کم‌درآمدتر، تأمین اجتماعی، و حمایت از اقشار آسیب‌پذیر شود. در ایران، اصلاح نظام مالیاتی با هدف افزایش سهم مالیات مستقیم (درآمد و ثروت) و کاهش سهم مالیات غیرمستقیم (مصرف) می‌تواند به تحقق این هدف کمک شایانی کند.
  • حمایت از اقشار محروم و آسیب‌پذیر: بخشی از درآمدهای مالیاتی می‌تواند به صورت مستقیم به برنامه‌های حمایتی، یارانه، کمک‌های بلاعوض، و همچنین ایجاد فرصت‌های شغلی برای افراد کم‌توان و بیکار اختصاص یابد. این امر نه تنها به کاهش فقر کمک می‌کند، بلکه از بروز مشکلات اجتماعی ناشی از نابرابری جلوگیری می‌نماید.
  • ایجاد فرصت‌های برابر: دولت با سرمایه‌گذاری بخشی از درآمدهای مالیاتی در آموزش، بهداشت، و ایجاد دسترسی برابر به خدمات، به کاهش نابرابری فرصت‌ها کمک می‌کند. این امر به ویژه برای جوانان و کسانی که از امکانات اولیه کمتری برخوردارند، حیاتی است و می‌تواند چرخه فقر را بشکند.

۳. مالیات به مثابه اهرمی برای هدایت رفتار اقتصادی و تشویق بخش‌های کلیدی

نظام مالیاتی صرفاً یک ابزار جمع‌آوری پول نیست، بلکه می‌تواند سیاست‌های اقتصادی را هدایت کرده و رفتار فعالان اقتصادی را در راستای اهداف ملی شکل دهد.

  • تشویق سرمایه‌گذاری در بخش‌های اولویت‌دار: دولت می‌تواند از طریق ارائه معافیت‌های مالیاتی، کاهش نرخ مالیات، یا تسهیلات سرمایه‌گذاری، سرمایه‌گذاری در بخش‌های استراتژیک و اولویت‌دار مانند صنعت، کشاورزی، فناوری‌ نوین، و انرژی‌های تجدیدپذیر را تشویق کند. این اقدام به توسعه پایدار و تنوع‌بخشی به اقتصاد کشور کمک می‌کند.
  • کاهش فعالیت‌های زیان‌بار: از سوی دیگر، می‌توان با اعمال مالیات‌های سنگین‌تر بر فعالیت‌های مخرب و زیان‌بار برای محیط زیست، سلامت عمومی، و یا اقتصاد کلان (مانند مالیات بر مصرف سیگار، مشروبات الکلی، یا سودهای بادآورده)، از گسترش آن‌ها جلوگیری کرد.
  • شفافیت اقتصادی و مبارزه با فرار مالیاتی: یک نظام مالیاتی قوی و شفاف، مشوق شفافیت در فعالیت‌های اقتصادی است. با افزایش رصد و پایش تراکنش‌ها و درآمدهای شرکت‌ها و افراد، فرار مالیاتی کاهش یافته و اطمینان حاصل می‌شود که سهم عادلانه مالیات توسط همگان پرداخت می‌شود. این امر به نوبه خود، فضای رقابتی سالم‌تری را ایجاد می‌کند.
  • تشویق نوآوری و تحقیقات: دولت می‌تواند با ارائه معافیت‌های مالیاتی برای هزینه‌های تحقیق و توسعه، شرکت‌ها را به سرمایه‌گذاری در نوآوری و ارتقاء فناوری ترغیب کند. این امر برای افزایش بهره‌وری و رقابت‌پذیری اقتصاد ایران در بازارهای جهانی بسیار حیاتی است.

۴. مالیات و چالش‌های توسعه ایران: نگاهی واقع‌بینانه

در حالی که اهمیت مالیات برای توسعه ایران غیرقابل انکار است، نظام مالیاتی کشور با چالش‌های متعددی روبروست که مانع از تحقق کامل پتانسیل آن می‌شود.

  • اقتصاد زیرزمینی و فرار مالیاتی گسترده: بخش قابل توجهی از اقتصاد ایران در سایه فعالیت می‌کند و از پرداخت مالیات امتناع می‌ورزد. این پدیده، پایگاه مالیاتی را لاغر و بار مالیاتی را بر دوش بخش رسمی و اقشار آسیب‌پذیر سنگین‌تر می‌کند.
  • فرهنگ مالیاتی ضعیف: متأسفانه، فرهنگ پرداخت مالیات در جامعه ایران آن‌گونه که باید نهادینه نشده است. بسیاری از شهروندان، پرداخت مالیات را نوعی اجبار تلقی می‌کنند تا مشارکت در ساختن کشور. کمبود اعتماد به نحوه مصرف درآمدهای مالیاتی توسط دولت نیز در این زمینه مؤثر است.
  • پیچیدگی نظام مالیاتی و ناپایداری قوانین: قوانین مالیاتی گاهی اوقات پیچیده، مبهم و در معرض تغییرات مکرر هستند. همین امر، انطباق با قوانین را برای مودیان دشوار کرده و عدم قطعیت در محیط اقتصادی را افزایش می‌دهد.
  • بیسوادی مالیاتی: بخشی از جامعه، درک درستی از نظام مالیاتی، حقوق و تکالیف خود، و ضرورت پرداخت مالیات ندارند. این بیسوادی، اجرای صحیح و عادلانه نظام مالیاتی را با مشکل مواجه می‌کند.
  • وابستگی به درآمدهای نفتی: همانطور که پیشتر اشاره شد، اتکای شدید به درآمد نفت، موجب بی‌توجهی به اهمیت واقعی مالیات و عدم اجرای اصلاحات ساختاری لازم در نظام مالیاتی شده است.
  • نظام اداری و اجرایی ناکارآمد: ناکارآمدی در سازمان امور مالیاتی، از جمله ضعف در سیستم‌های اطلاعاتی، روند کند رسیدگی به پرونده‌ها، و حتی فساد، می‌تواند به کاهش درآمدهای مالیاتی و از بین رفتن اعتماد عمومی منجر شود.

۵. اصلاحات و راهکارهای بنیادین برای ارتقاء نظام مالیاتی و تحقق توسعه

برای بهره‌مندی کامل از پتانسیل مالیات در جهت توسعه ایران، انجام اصلاحات ساختاری و بنیادین امری ضروری است.

  • گسترش پایه مالیاتی و مبارزه قاطع با فرار مالیاتی:
    • شفاف‌سازی اقتصادی: اجرای برنامه‌هایی برای شفاف‌سازی و رصد فعالیت‌های اقتصادی، از جمله سامانه‌های حسابداری یکپارچه برای شرکت‌ها، الکترونیکی کردن معاملات، و استفاده از داده‌های بزرگ.
    • افزایش مالیات بر ثروت: اجرای دقیق مالیات بر ارث، مالیات بر خانه‌های خالی، و مالیات بر عایدی سرمایه.
    • شناسایی نهادهای معاف از مالیات: بازنگری در نهادها و سازمان‌هایی که از پرداخت مالیات معاف هستند و بررسی امکان ادغام یا تعیین حقوق مالیاتی برای آن‌ها.
    • استفاده از فناوری: بهره‌گیری از ابزارهای هوش مصنوعی و تحلیل داده برای شناسایی الگوهای فرار مالیاتی و ممیزی مؤثّرتر.
  • تغییر فرهنگ مالیاتی و ارتقاء اعتماد عمومی:
    • شفافیت در مصرف درآمدهای مالیاتی: انتشار گزارش‌های شفاف و قابل فهم درباره چگونگی مصرف درآمدهای مالیاتی، میزان سرمایه‌گذاری در پروژه‌های عمرانی، اجتماعی، و بهداشتی.
    • آموزش و فرهنگ‌سازی: برگزاری دوره‌های آموزشی، کارگاه‌ها، و کمپین‌های اطلاع‌رسانی در مدارس، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها، و سازمان‌های صنفی برای نهادینه کردن مفهوم مالیات به عنوان مشارکت در ساختن کشور.
    • تکریم مودیان: ایجاد سازوکارهایی برای تکریم مؤدیان مالیاتی خوش‌حساب، تسهیل فرآیندهای قانونی، و برخورد عادلانه و قاطع با متخلفان.
  • اصلاح ساختار قوانین و نظام اداری:
    • سادگی و شفافیت قوانین: بازنگری و ساده‌سازی قوانین مالیاتی، کاهش بخشنامه‌های متعدد و گاه متناقض، و ایجاد ثبات نسبی در قوانین.
    • دیجیتال‌سازی کامل فرآیندها: توسعه دولت الکترونیک در حوزه مالیاتی، از اظهارنامه نویسی الکترونیکی تا امکان پرداخت آنلاین و استعلامات.
    • ارتقاء توانمندی نیروی انسانی: سرمایه‌گذاری بر آموزش و توانمندسازی کارکنان سازمان امور مالیاتی، افزایش دانش تخصصی و مهارت‌های لازم برای برخورد با مودیان و بررسی پرونده‌ها.
    • مبارزه با فساد: برخورد قاطع با هرگونه فساد در بدنه سازمان امور مالیاتی و ایجاد مکانیسم‌های نظارتی قوی.
  • اصلاح نظام مالیاتی برای کاهش نابرابری:
    • تمرکز بر مالیات‌های مستقیم: افزایش سهم مالیات مستقیم (بر درآمد و سود) در سبد درآمدهای دولت و کاهش اتکا به مالیات‌های غیرمستقیم (بر مصرف) که فشار بیشتری بر اقشار کم‌درآمد وارد می‌کند.
    • عادلانه کردن نرخ‌ها: بازنگری در نرخ‌های مالیاتی برای اطمینان از اجرای نظام مالیاتی تصاعدی و عادلانه.
  • تنوع‌بخشی به منابع درآمدی دولت:
    • کاهش وابستگی به نفت: اولویت دادن به توسعه و تقویت نظام مالیاتی به عنوان جایگزینی پایدار برای درآمدهای نفتی.
    • استفاده از پتانسیل مالیات بر شرکت‌های دولتی و انحصارات: بازنگری در وضعیت مالیاتی شرکت‌های بزرگ و دولتی و اطمینان از پرداخت سهم عادلانه مالیات توسط آن‌ها.

نتیجه‌گیری

در عصر حاضر، توسعه پایدار و فراگیر بیش از پیش به ابزارهای مالی و مدیریتی کارآمد وابسته است. مالیات، در این میان، نه تنها منبع تأمین مالی دولت، بلکه ابزاری قدرتمند برای اجرای سیاست‌های اقتصادی، کاهش نابرابری، و هدایت جامعه به سمت اهداف توسعه‌ای است. ایران، با وجود ظرفیت‌های عظیم اقتصادی و انسانی، نیازمند بازنگری جدی در رویکرد خود به نظام مالیاتی است.

حرکت به سوی یک نظام مالیاتی عادلانه، شفاف، کارآمد، و مبتنی بر مشارکت همگانی، گامی اساسی در راستای تحقق توسعه اقتصادی پایدار، ارتقاء سطح رفاه عمومی، و کاهش وابستگی به درآمدهای ناپایدار نفتی خواهد بود. سرمایه‌گذاری بر روی اصلاحات ساختاری، ارتقاء فرهنگ مالیاتی، و استفاده بهینه از فناوری، از جمله برنامه‌هایی است که می‌تواند ایران را در مسیر رسیدن به شکوفایی و بالندگی قرار دهد. مالیات، اگر به درستی جمع‌آوری و به صورت هوشمندانه مصرف شود، می‌تواند موتور محرک واقعی توسعه ایران باشد و آینده‌ای روشن‌تر را برای نسل‌های امروز و فردا رقم زند. این یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی انکارناپذیر برای بقا و پیشرفت کشور است.